تبليغاتX
..:: شهید حاج احمد کاظمی ::.. - سخنی به یاد او
... برای کبوتر مهاجری که به مقصد رسید
 سخنی به یاد او

 

محسن رضایی با بیان این كه شهید كاظمی فردی منطقی و مستدل بود، به راحتی حرف ما را گوش نمی‌كرد و قانع نمی‏شد، افزود: اما در صورتی كه قانع می‌شد هیچ كس را یارای مقابله با او نبود و كوه را از جا می‌كند. 
به گزارش خبرگزاری فارس، محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، در مراسم بزرگداشت شهدای عرفه كه ۵اسفند در سالن آمفی تئاتر سازمان حج و زیارت و به همت شهرداری تهران برگزار شد،اهانت و توهین بی سابقه به امامان عسگریین را به همه ملت بزرگوار اسلام و شیعیان تسلیت گفت و افزود: امیدوارم كه خداوند متعال به حق این پاسداران حریم ولایت و امامت،انتقام این توهین بزرگ را بگیرد تا تسلی قلوب جریحه دار شیعیان باشد.
رضایی با بیان این كه برادرانی كه در این حادثه شهید شدند هر كدام از دیگری بهتر بودند و ذكر خاطرات كاظمی به معنای این نیست كه دیگران خاطره‌ای ندارند،افزود: شهدا در حال حاضر ما را می‌بینند و حاج احمد از دست ما ناراحت است كه چرا فقط از او صحبت می‌شود و دیگران هم خوشحالند كه فقط از حاج احمد صحبت می‌شود.
وی شهید مهتدی و سلیمانی را از هسته اصلی تشكیل لشگر 27 محمد رسول الله (ص) دانست و افزود: شهید یزدانی از موسسین توپخانه سپاه، شهید شاهمردای از برادران اولیه اطلاعات نظامی سپاه،شهید رشادی از افراد كارشناس، برنامه ریز و مدیر در سپاه و شهید كروندی با 5 هزار ساعت پرواز جزو 8 نفر اولیه‌ای بود كه در نیروی هوایی سپاه كار را شروع كردند.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: به دلیل ارتباط زیادی كه با شهید كاظمی داشتم خاطراتی را از او نقل می‌كنم.
وی به یكی از این خاطره‌ها اشاره كرد و گفت: بعد از عملیات خیبر زمانی كه جاده بغداد - بصره را از دست دادیم و فقط جزایر برای ما باقی ماند، حضرت امام اعلام فرمودند كه جزایر به هر قیمتی باید حفظ شود كه من بلافاصله به شهید كاظمی فرمانده پد غربی، شهیدباكری و زین الدین در پد وسط و حاج همت در پد شرقی اطلاع دادم. از همه مهمتر به دلیل وجود چاه‌ها‌ی نفت پد غربی بود كه مانند ابر انبوه، گلوله،خمپاره و بمب از آسمان بر آن می‌بارید. شهید كاظمی در آن موقعیت، مقاومت بی سابقه‌ای از خود نشان داد، انگشتش قطع شد و وقتی برگشت سر و صورتش خاكی، سیاه و دودی بود و چند شبانه روز بود كه نخوابیده بود. وقتی به او خسته نباشید گفتم و او را بوسیدم گفت: وقتی دستور امام (ره) را به من گفتی، دیگر نفهمیدم چه شد، بچه‌ها‌ را جمع كردم و گفتم كه اینجا كربلاست، الان عاشورا است و باید به هر قیمتی اینجا را حفظ كنیم.
محسن رضایی به خاطره‌ای از شهید كاظمی اشاره كرد و گفت:حاج احمد كاظمی در سال 1371 فرمانده قرارگاه حمزه سید الشهدا شده بود و زمانی بود كه آمریكا به عراق آمده بود،ضد انقلاب در شمال عراق مستقر شده بود و تشكیلاتی برای خودش درست كرده بود،تابستان و پاییز وارد كشور می‌شد، اذیت می‌كرد، پول زور از مردم می‌گرفت و هر كاری دلش می‌خواست انجام می‌داد.حاج احمد در آن زمان گفت كه تنها راه حل، ورود به خاك عراق است كه من با مقام معظم رهبری مطرح كردم و ایشان موافقت كردند، بلافاصله شهید كاظمی با 600 كامیون و 50 قبضه توپ وارد عراق شد و منطقه آنها را كه در 100 كیلومتری مرز عراق بود محاصره كرد و با شلیك توپ بالای سر آنها، از آنها تعهد كتبی گرفت تا سلاح را كنار بگذارند و كار سیاسی انجام دهند و از سال1374 تاكنون نیز به تعهدخود عمل كرده‌اند. نكته جالب دیگر در هنگام برگشت این ستون بوده كه انواع هواپیماهای F16 آمریكایی از سر ستون تجهیزات رد می‌شد و مانور می‌داد و دنبال بهانه می‌گشتند تا به طور كامل تجهیزات ما را از بین ببرند اما شهید كاظمی توانسته بود ستون را با مهارت فوق العاده و بدون هیچ عكس العملی نسبت به مانور هواپیماهای آمریكایی وارد ایران نماید.
فرمانده سابق سپاه پاسداران به خاطره دیگری اشاره كرد و گفت:در حین عملیات كربلای 5 كه آتش سنگین و سختی هم بود به ما اطلاع دادند كه حاج احمد كاظمی پسردار شده است و او هم از قبل گفته بود اسمش را محمد بگذارند، وقتی پشت بی سیم به او گفتم كه خدای متعال به تو هدیه‌ای داده است،ابتدا فكر كرد رزمندگان به پیروزی خاصی دست پیدا كرده‌اند و وقتی به او گفتم خدای متعال به تو پسری داده است،چند ثانیه مكث كرد و گفت بگذارید بعد ازعملیات صحبت كنیم و من فكر می‌كنم او یك جهاد نفسی انجام داد و برای جلوگیری از تاثیر این خبر بر روحیه خود آن را به بعد از عملیات موكول كرد.
وی به خاطره دیگری راجع به بحث سفر مقام معظم رهبری به منطقه تحت فرماندهی شهید كاظمی اشاره كرد و گفت: در آن زمان استاندار، امام جمعه و سایر مسئولان، سفر ایشان را به صلاح نمی‏دانستند اما وقتی این موضوع را با حاج احمد مطرح كردم او از سفر رهبر معظم انقلاب استقبال كرد و گفت: «سفر ایشان با من» و الحمدالله سفر ایشان به ارومیه بركات زیادی داشت و باعث تثبیت پیروزی‌ها‌ شد.
رضایی در پایان گفت: از خداوند متعال می‌خواهم این فرصتی را كه به خرازی، باكری‌ها‌ و كاظمی داد به ما بدهد كه درمانده این راه هستیم.

 

|+| نوشته شده توسط گردان وبلاگی کمیل در دوشنبه هشتم اسفند 1384  |
 
 
بالا